اسكندر بيگ تركمان

577

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بوقوع پيوست تزلزل باحوال او راه يافته تاب توقف نياورده اراده نموده بود كه فورا خود را بمرو رسانيده از راه چهارجو ببخارا رود قورچيان عظام و غازيان چگنى كالبرق الخاطف بطلب او شتافتند و كالهاله بالبدر او را در ميان گرفتند اوزبكيه كه در ملازمت او بودند تاب صدمهء لشكر قزلباش نياورده بعد از محاربه راه انهزام پيمودند محمد ابراهيم سلطان بدست غازيان ظفر نشان درآمده و همچنين ولايت نسا و ابيورد را به تصرف درآورده روى توجه بمرو شاهيجان نهادند . سليمان يساول و ولى محمد سلطان برادر دين محمد خان كه در مرو بودند از آوازهء وصول موكب همايون و ورود نور محمد خان پريشان گشتند اكثر قبايل كه در ولايت مرو اقامت داشتند بل عامه خلق آن ديار را بجانب نور محمد خان كه وارث آن ملك بود راغب يافتند لاجرم توقف را محال انگاشته در كمال يأس و حرمان دل از ملك و مال برداشته طالب مأمن گشتند و بتحقيق پيوست كه رايات نصرت آيات شاهى از مشهد مقدس بجانب هرات توجه نموده و لشكر قيامت اثر قزلباش اطراف و جوانب خراسانرا فرو گرفته‌اند از اينجهت نتوانستند كه بهرات رفته بدين محمد خان ملحق گردند بالضروره از راه چهارجو ببخارا شتافتند و اهالى مرو شعار دولتخواهى نور محمد خان ظاهر ساخته باستقبال او شتافتند و اهالى و سرخيلان قبايل جلاير و ساير تركمانان آنحدود و جمعى كثير بر سر نور محمد خان جمع شده همعنان ظفر و اقبال بخطهء مرو آمدند و مقارن اين حال خبر فتح هرات و استيصال لشكر اوزبك بديشان رسيده نقاره‌هاى شادمانى بنوازش درآوردند و در آن ولايت خطبه و سكه باسم سامى و لقب همايون [ 398 ] آرايش يافت و بوداقخان و امراء و قورچيان بميامن دولت ابد پيوند شاهى نور محمد خانرا بر مسند سلطنت ملك موروث متمكن ساخته محمد ابراهيم را مصحوب فوجى از غازيان قزلباش به خدمت اشرف فرستادند و در دار السلطنهء هرات بعز مجالست محفل ارم تزيين معزز گشته منظور انظار عواطف و الطاف شاهى گرديد و حضرت اعلى خاطر او را بتوجهات خسروانه اطمينان داده نويد عاطفت بيش از پيش يافت و او را بطهماسب قلى بيك گرجى غلام خاصهء شريفه سپردند كه معزز و محترم نگاه دارد و همچنين از جانب حاجى محمد خان نيز عرايض اخلاص آئين رسيد كه بيمن توجه و الطاف شهريارى ممالك خوارزم بدستور زمان سابق به تصرف درآمده عرصه اين ولايت از خار و خاشاك ارباب خلاف پاك گرديد و ديگر باره اين دولتخواه در سرير عز و جاه تمكن يافته همواره زبان حال بدين مقال گوياست : بيت اگر هر موى من گردد زبانى * شود هر يك ترا تسبيح خوانى هنوز از بيزبانى خفته باشم * ز صد شكرت يكى ناگفته باشم بالجمله بعد از قضاياى مذكور چند روزى باغ شهر محل نزول خسرو بهرام قهر گرديده در آنجا بانتظام مهام خراسان و انجاح مطالب و مدعيات ارباب حاجات و دولتخواهان پرداختند و جمعى از اهل خراسان را كه در زمان اوزبكيه اخلاص دولتخواهى بظهور آورده در راه دين و دولت سعى و كوشش كرده قلاع خود را محافظت نموده بودند و فوجى را كه ترك اوطان نموده بعراق آمده بودند بانعامات